تبليغاتX
اخبار تالار هنر
"سيدصادق موسوي" دبير شوراي تئاتر كودك و نوجوان:
گردهمايي پيشكسوتان تئاتر كودك و نوجوان برگزار مي‌شود
سه شنبه 8 خرداد 1386  ساعت 12:49:00 PM      تعداد بازدید: 27
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

دبير شوراي تئاتر كودك و نوجوان گفت:«هنرمندان پيشكسوت تئاتر كودك و نوجوان كه ممكن است كمي از اين فضا دور باشند، در تالار هنر گردهم مي‌آيند.»
"سيدصادق موسوي" (مدير تالار هنر و دبير شوراي تئاتر كودك و نوجوان) به سايت ايران تئاتر گفت:«در پي برگزاري سلسله نشست‌هاي تخصصي تئاتر كودك و نوجوان در نظر داريم، گردهمايي پيشكسوتان تئاتر كودك و نوجوان را برگزار كنيم.»
موسوي با اشاره به اين كه گردهمايي پيشكسوتان تئاتر كودك و نوجوان دومين نشست تخصصي تئاتر كودك به شمار مي‌رود، افزود:«معتقديم در چنين نشست‌هايي امكان ديدار مجدد هنرمندان براي رايزني‌هاي توليدي و افزايش مناسبات هنري و انساني ميان هنرمندان و تعامل و مشاركت بين نهادهاي دولتي و انجمن‌هاي صنفي به وجود مي‌آيد.»
وي ادامه داد:«حتي اگر چنين نشستي تنها به بهانه يك ديدار ساده و گفت‌وگوي صميمانه هم شكل بگيرد، بي‌شك در شكستن فاصله بين پيشكسوتان و جوانان بي‌تأثير نيست.»
موسوي ابراز اميدواري كرد:«رويكردهاي سازنده و تقويت مناسبات صميمانه بين كارشناسان اداري با ديگر نهادهاي مرتبط بتواند به اتفاقات مثبتي در حوزه تئاتر كودك و نوجوان منجر شود.»
مدير تالار هنر خاطر نشان كرد:«اميدواريم تالار هنر در آينده‌اي نه چندان دور به محل تجمع وتجديد ديدار هنرمندان تئاتر كودك و نوجوان تبديل شده و فرصت‌ توليد كارهاي بهتر فراهم شود.»
سيدصادق موسوي در پايان يادآور شد:«در چهاردهمين جشنواره تئاتر كودك كه پاييز امسال در اصفهان برگزار مي‌شود، كارهاي منتخب از ميان آثار اجرا شده در طول سال گذشته تا پايان تير ماه انتخاب مي‌شوند.»


 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 17:0  توسط | 
شخصيت‌هاي امروز ايراني شناسنامه‌ ندارند
گفت‌وگو با امير مشهدي‌عباس، نويسنده و كارگردان"ملك جمشيد"
یکشنبه 23 اردیبهشت 1386  ساعت 1:12:00 PM      تعداد بازدید: 90
ايران تئاتر -  سرویس گفت و گو نسخه‌ی چاپ

اشاره:
امير مشهدي‌عباس يكي از نويسندگان و كارگردانان مطرح و پركار حوزه تئاتر كودك و نوجوان است. او از سال 1375- از 16 سالگي- كارش را در اين حيطه با اجراي نمايش"لانه" آغاز كرد و تا به حال نمايش‌هايي چون"بارون بارونه"،"دوباره باز بارون مي‌آد"،"تنها در خانه"،"بادكنك‌ها"،"كچل‌كچل كلاچه" و"شكارچي و پرنده" را اجرا كرده است. اين روزها نمايش"ملك جمشيد" از اين كارگردان در تالار هنر روي صحنه است.
شما از قصه‌هايي چون"دختر كبريت‌فروش" يا"جك و لوبياي سحرآميز" استفاده كرديد كه متعلق به نسل خودتان است و يك جور براي نسل شما تداعي كننده خاطرات دور و شيرين است، اما نسل كودك و نوجوان جديد با داستان‌هاي ديگري مواجه‌اند، حتي ديگر اين داستان‌ها در رديف كتاب‌هاي انتشاراتي كودك و نوجوان هم قرار ندارند و كارتون‌هايشان هم در تلويزيون پخش نمي‌شود، مي‌خواهم بگويم نسل كودك و نوجوان امروزي با اين داستان‌ها بيگانه‌اند.
دو تا مسئله وجود دارد، اولاً پدر و مادري كه بچه را به تئاتر مي‌آورند، حتماً از قبل به گوش دادن قصه عادتش داده‌اند و حتماً هم قصه‌هايي را برايش گفته‌اند كه از دوران كودكي‌ شنيده‌اند. با توجه به اين مسئله 80 درصد تماشاگراني كه به ديدن نمايش من آمده‌اند، با اين قصه‌ها آشنا بودند، من معمولاً پس از پايان نمايش با تماشاگرانم گفت‌وگوي كوتاهي دارم كه آيا نمايش را متوجه شده‌اند؟ فهميدم كه 80 درصد آن‌ها قبلاً اين قصه‌ها را شنيده‌اند. دومين مسئله اين است كه در بطن نمايش قصه "دختر كبريت فروش" و"جك و لوبياي سحرآميز" تعريف مي‌شود. بنابراين فكر نمي‌كنم كه لطمه خاصي به نمايش وارد شود؛ چرا كه قصه‌ها براي تماشاگران دوباره تعريف مي‌شود.
چرا از قصه‌ها و نمايشنامه‌هاي موازي با نسل جديد استفاده نكرديد؛ داستان‌هايي كه دغدغه‌هاي كودكان و نوجوانان امروزي را هم در خود داشته باشد؟
مهمترين دليلي كه از نمايشنامه‌ها و داستان‌هاي جديد ايراني استفاده نكردم، اين است كه اكثرشان فاقد كاراكترهاي قوي هستند. داستاني‌ مانند"حسن كچل" داراي يك فرمول خاص، با شخصيت محكم و تعريف شده‌اي است كه هيچ وقت قديمي نمي‌شود. هر بار با يك نگاه خاص، اين داستان تعريف مي‌شود و هر بار هم نكات جالبي دارد. كاركترهاي جذاب نسل امروز كاركترهاي مانند دي جيمون، بتمن، هري‌پاتر و... هستند، اما مشكل نويسنده‌هاي ما اين است كه وقتي در صددند كاراكترهاي جديد بسازند، كاراكترهاي بدون ريشه و شناسنامه از آب در مي‌آيند. به اضافه اينكه از بعد روانشناسي نويسنده‌ها و كارگرداني‌هاي كودك چندان اطلاع روانشناختي از كودكان و نوجوانان اين دوره ندارند.
در اينجا معمولا كساني در حوزه تئاتر كودك و نوجوان كار مي‌كنند كه مي‌خواهند تجربه‌هاي اولشان را از صحنه و كارگرداني كسب كنند. منظورم بر اين است كه اساسا تئاتر كودك و نوجوان به نظرشان مي‌رسد كه يك كار دم‌دستي در تئاتر براي اين طيف روي صحنه بياورند. به همين دليل هم اكثر شخصيت‌هايي كه خلق مي‌شوند، سست و بي‌ريشه‌اند و معيارهاي قهرمان شدن را ندارند. به همين دليل من بهتر ديدم كه از شخصيت‌هاي قديمي محكم استفاده كنم و از طريق آن‌ها داستان جديدي را خلق كنم. من نمايش ملك جمشيد و بازيگر تعزيه را در دومين جشنواره تئاتر كودك و نوجوان كه به همت سازمان فرهنگي- هنري شهرداري برگزار شد، اجرا بردم كه جايزه برگزيده نويسندگان كودك راه هم گرفت. به همين دليل مي‌خواهم بگويم كه وقتي كاركترهاي جذاب و قوي نداريم، بد نيست كه از كاركترهاي قديمي با خلق داستان جديد استفاده كنيم. چون بزرگترين رسالت ما اين است كه خوراك مناسبي را براي كودكان و نوجوانان فراهم كنيم، اين‌ها طيفي از تماشاگران تئاتر هستند كه هر آن‌چه را مي‌بينند، مي‌پذيرند و بعد در جاهاي ديگر منعكس مي‌كنند. بنابراين بايد خوراك خوبي به آن‌ها تعارف كرد. در كل خودم از اين اجرا راضي هستم.
شما به كاراكترهايي مانند بتمن، هري‌پاتر و... اشاره كرديد. به نظرتان هيچكدام از اين‌ها نمي‌توانست در صحنه تئاتر ما براي كودك و نوجوان امروزي جذاب باشد؟
مسلماً مي‌توانند! مثلا كاراكتر مرد عنكبوتي آنقدر قوي در جهان خلق شده كه هر جا مي‌تواند حضور داشته باشد. در تئاتر، سينما و داستان. براي جواب به اين سئوال بهتر است خاطره‌اي را بگويم. در سال 75 من اولين كار حرفه‌اي‌ام را به نام لانه كه درباره روابط فلسطيني‌ها و اسرائيلي‌ها بود و در نمايش به شكل تمثيلي از عروسك‌هاي كبوتر و كلاغ استفاده كرده بودم، براي شوراي بازبيني به اجرا بردم. آن‌ها در پايان گفتند، خوب است، اما نمي‌توانيم اجازه اجرا بدهيم چون كلاغ‌ها آنقدر جذاب شده‌اند كه ديگر ما كبوترها را فراموش مي‌كنيم.
به همين خاطر من كه دغدغه‌ام نشان دادن شخصيت‌ ملك جمشيد به مخاطب بود، اگر اين داستان را در كنار شخصيت‌هاي مانند هري‌پاتر و... مي‌آوردم، مسلماً ملك جمشيد كه چندان كاراكتر نمايش قوي نيست جذابيت خود را از دست مي‌داد. دغدغه من مطرح كردن فرهنگ ايراني به مخاطبانم بود؛ مخاطبي كه در جاهاي ديگر اصلا يا كمتر شانس آشنايي با ملك جمشيد را دارد. بنابر اين بايد از داستاني‌هايي در كنار ملك جمشيد استفاده مي‌كردم كه جذابيت شخصيتي‌اش فراموش نشود.
چرا از بين شخصيت‌هاي ايراني، ملك جمشيد را انتخاب كرديد؟
من ملك جمشيد را سال 80 نوشتم كه تا به حال چهار بار بازنويسي شده. اين نمايش سال 82 در جشنواره تئاتر كودك و نوجوان شركت كرد و به همراه چهار نمايش ديگر از تهران در بخش مسابقه جشنواره تئاتر كودك و نوجوان كه در گچساران برگزار مي‌شد، راه يافت. اما به دليل اينكه جشنواره مذبور از لحاظ كيفي در جايگاه قابل قبولي قرار نداشت، من و ديگر گروه‌هاي نمايشيِ تهران، از حضور در جشنواره اعلام انصراف كرديم و بعد از آن هيچ‌كدام اجازه اجراي عمومي نگرفتيم .. تا اينكه در جشنواره تئاتر كودك و نوجوان سال گذشته، دوستان به ما لطف داشتند و خواستند نمايشي را براي اجرا معرفي مي‌كنيم. ما هم اين نمايش را معرفي كرديم كه چند جايزه در بخش‌هاي كارگرداني، بازيگري و نويسندگي گرفت.
من قبلا نمايش‌هاي ايراني زيادي كار كرده‌ام. در زمان اجراي ملك جمشيد هم طرح هفت قصه‌ ايراني را داشتم، اما قرعه به نام ملك جمشيد افتاد.
پيوند چند قصه خارجي با ملك جمشيد چه كاركردي برايتان داشت؟ و چه امكاناتي را در اختيار شما مي‌گذاشت؟
همانطور كه گفتم ما در صدد معرفي ملك جمشيد به كودكان ايراني بوديم، با انتخاب داستان‌هاي ديگر مانند"دختر كبريت فروش" فقط مي‌خواستيم كه عطر و بوي نمايشي به متن ملك جمشيد بدهيم؛ چون از لحاظ نمايشي متني كاملاً ضعيف و با شخصيت غير نمايشي است. اصرار داشتم و دارم كه شخصيت‌هاي ايراني را به مخاطبانم معرفي كنم، و از كارگردانان اين حوزه هم خواهش مي‌كنم كه روي قصه‌هاي ايراني متمركز نشوند. چون بچه‌هاي ما فرصتي براي شنيدن قصه‌هاي ايراني نمي‌يابند... وقتي به خريد مي‌روند، لباس‌هايي مي‌خرند كه روي آن‌ها عكس‌هاي بتمن و... است.
مي‌دانيم كه به لحاظ تصوير سازي تئاتر كودك و نوجوان ما بسيار عقب است كه چطور كارگردان اين حوزه مي‌تواند كودكاني را كه نسل كامپيوتر، پلي‌استيشن و هزار وسيله عصر فرا تكنولوژي ديگر هستند، به تماشاي تئاتر ترغيبشان كرد؟ آيا اساساً مي‌تواند با توجه به اين كمبود همچنان تئاتر كودك را حفظ كند؟
ذات تئاتر كودك اين است كه با تماشاگرانش رابطه ناخودآگاه برقرار مي‌كند. اما مستند تصويرسازي فقط مربوط به امكانات و بودجه مي‌شود. من كارگرداني را سراغ ندارم كه ميل نداشته باشد كارهايش پر از تصويرهاي خوب باشد. همه ما دوست داريم كه تصويرهاي جذاب و خلاق ايجاد كنيم، اما با توجه به امكانات و بودجه مجبوريم از حداقل‌ها به حداكثرها برسيم.
وقتي مي‌خواهيم تصويرهاي خوبي را ايجاد كنيم، بايد داراي امكانات صحنه‌اي خوب و نور خوب باشيم. سال 82 موقعي كه نمايش"بادكنك‌ها" را مي‌خواستم به اجرا ببرم، قصد داشتم بازيگرم چهار متر از روي صحنه به هوا برود، هر كاري كرديم، موفق نشديم، تا اينكه مجبور شديم اهرم الاكلنگي سياه رنگي را روي صحنه بياوريم. همچنين امكانات خوب نوري هم نداريم، تئاتر كودك بسيار فقير است. حالا اگر بخواهيم يك ميليون پول طراحي صحنه را بدهيم، 500 هزار تومان پول بستن نور و .... اصلاً قادر به روي صحنه بردن نمايش نخواهيم بود. وقتي بازيگري يك ماه از زندگيش را براي 300 هزار تومان اختصاص مي‌دهد، من نمي‌توانم از دستمزد او كم كنم تا كارهاي ديگري براي اجرايم انجام بدهم. مجبوريم با چنين وضعيتي كنار بيايم. فقط بايد تلاش كنيم تا با چيزهاي ساده، فضاهاي خلاقانه‌اي ايجاد كنيم كه باز هم جالب نيست. من حتي براي يكي از اجراهايم مي‌خواستم از بازيگر سرشناس استفاده كنم. او براي 30 اجرا چيزي حدود پنج ميليون مي‌خواست. قطعاً اگر او مي‌آمد در سير جذب علاقه‌مندان به تئاتر كودك مؤثر بود و تعداد بيشماري را مي‌توانست به تماشا بكشاند، اما نتوانستيم چنين پولي را تهيه كنيم.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 16:57  توسط | 
كارگردان: روشنک کریمی
محل اجرا: تالار هنر
بازيگران:

پارمیس عزیزی نژاد ، حامد مدرس ، مریم اکبری ، بیتا فیروز کوهی ، سارا حسنی ، مهران امیر رضوی ، سیمین براتی به همراه چهار عروسک

عوامل:

طراحی لباس: روشنک کریمی
ساخت عروسک: روشنک کریمی ، مازیار رنجبر
طراح صحنه: ولی الله شاکر ، مجتبی مهدی
دوخت لباس: الهام طبسی
آهنگساز: فرزانه تلالو
طراح پوستر و بروشور: داریوش منصوری

خلاصه داستان:

موضوع نمایش در رابطه با دختری به نام سارا است که قصد دارد بعضی از قسمت های قصه "حسن و لوبیای سحر آمیز" را اصلاح کند که در این میان او نیز وارد قصه می شود.

زمان: ساعت 19:00
آدرس:

ميدان هفت تير ، ورزشگاه شيرودی ، خيابان شهيد مفتح ، خيابان ورزنده ، تالار هنر

عكاس : رئوفه رستمي

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

عكس : سارا و لوبیای سحر آمیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:41  توسط | 
نويسنده: امير مشهدي عباس
كارگردان: امير مشهدي عباس
محل اجرا: تالار هنر
بازيگران:

ميثم يوسفي، مريم آشوري، پرويز حاجي‌زاده، سينا كرمي

عوامل:

طراح صحنه: امير مشهدي عباس
طراح لباس: مرضيه ايمانخاني
موسيقی: سعيد نوايي
طراح و سازنده عروسك: مرضيه ايمانخاني
دستيار كارگردان و برنامه‌ريز: نوشين رضازاده
شاعر: آزاده فرهنگيان

خلاصه داستان:

پسري به اسم جمشيد كتاب قديمي به نام ملك جمشيد را مي‌خواند و متوجه مي‌شود كتاب ناقص است. او در دنياي ذهني خودش وارد شخصيت‌هاي كتاب‌هاي ديگري مي‌شود كه قبلاً خوانده است و در نمايش به جاي ملك جمشيد با ديو مي‌جنگد و ...

زمان اجرا: اردیبهشت 1386
زمان: ساعت 18:00
آدرس:

ميدان هفت تير ، ورزشگاه شيرودی ، خيابان شهيد مفتح ، خيابان ورزنده ، تالار هنر

تالار هنر شنبه ها تعطيل است.

 عكاس : رئوفه رستمي

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

عكس : ملک جمشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:28  توسط |