تبليغاتX
اخبار تالار هنر
مردي بود علي‌قلي، يه مرغي داش پراش گلي؛ كارگردان:‌ مهدي مهدي‌آبادي، عكس: ناصر عرفانيان

تعداد تصاوير: 4  < صفحه‌ی قبل  نمايش تصاوير 1 تا 4  صفحه‌ی بعد >



يه مردي بود علي‌قلي، يه مرغي داش پراش گلي


يه مردي بود علي‌قلي، يه مرغي داش پراش گلي


يه مردي بود علي‌قلي، يه مرغي داش پراش گلي


يه مردي بود علي‌قلي، يه مرغي داش پراش گلي
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:26  توسط | 
افزايش زمان
نگاهي به نمايش"يه مردي بود علي قلي، يه مرغي داشت پراش گلي" نوشته و كار مهدي مهدي‌آبادي
چهارشنبه 10 مرداد 1386  ساعت 11:59:00 AM      تعداد بازدید: 75
ايران تئاتر -  سرویس نقد 0 نظر نسخه‌ی چاپ

هومن نجفيان:
به اين عبارت كهن توجه نماييد: تئاتر هنري زنده است. زندگي چيست؟ حضور جانداران، گياهان و انسان در واحد زمان. اما چرا تئاتر تا اين اندازه به عنصر زمان گره خورده است؟ پاسخ به اين پرسش بسيار آسان است. زيرا تئاتر به مطالعه انسان مي‌پردازد و انسان نمي‌تواند فراسوي مرزهاي زمان گام بردارد. (خردسال، كودك ، ‌جوان، ‌بزرگسال و پير) اين عبارات ساده، منحنيِ زيست انسان را در جدول زمان نشان مي‌دهد. بزرگترين حسرت از "آرزوي جاوادنگي" نشأت مي‌گيرد. انسان همواره از خود مي‌پرسد، چگونه مي‌تواند بدون مرگ به حيات خود ادمه دهد؟ چگونه از فرسوده شدن خود در برابر قطار زمان جلوگيري كند؟ تئاتر، جدال انسان را با زمان نشان مي‌دهد. مكاتب تئاتري چيزي جز نمايش شكل زمان نيست"هرم فريتاگ" براساس چينش رويدادها در محور زمان طراحي شده است. در اين محور ابتدا همه رويدادها ساده‌اند، اما با گذشتن زمان همه رويدادها شكل بحراني‌ به خود مي‌گيرند و در پايان رويدادها به شكل عادي خود بازمي‌گردند. با اين تفاوت كه رويدادهاي پاياني مانند رويدادهاي آغازين نيستند. "بكت" با وحشت فرياد مي‌زند كه زمان به شكل فرساينده‌اي متوقف شده است. زمان بي‌تحرك است. از"ارسطو" تا "بكت" تا آخر زمان‌ همه بر اين باورند. تئاتر نمايش زندگي انسان از دريچه زمان است. در اين ميان تئاتر كودك و نوجوان عريان‌ترين شكل اين مفهوم را به نمايش مي‌گذارد؛ زيرا بدون درك ماهيت زمان، تئاتر كودك و نوجوان فاقد معنا و مفهوم است. چگونه مي‌توان از تئاتر كودك ياد كرد، اما عنصر زمان را ناديده گرفت؟ زيرا عنصر زمان است كه مرز تئاتر كودك و نوجوان را از تئاتر بزرگسال تفكيك مي‌كند. همين مرزبندي رايج بدون در نظر گرفتن عنصر زمان بي‌معنا و باطل است.
عناصر تئاتر كودكان و نوجوان
تمام كارگردان‌هايي كه به صورت غير آكادميك نمايش‌هاي كودك و نوجوان را كارگرداني مي‌كنند، به نقش عناصري مانند رنگ‌هاي شاد و غير كدر، حركات موزون و عنصر كمدي آگاهي دارند. آن‌ها به صورت عادت دريافته‌اند كه كودكان نسبت به اين عناصر واكنش مناسبي نشان مي‌دهند. اما علت خردمندانه استفاده از اين عناصر چيست؟ منتقدان سنتي تئاتر كودك و نوجوان علت حضور اين عناصر را دليل شناخت كارگردانان از روحيات كودكانه تماشاگر مي‌دانند و به آثاري كه با اين ترفند طراحي شده‌اند، اغلب نمره بالايي مي‌دهند، اما عده‌اي ديگر به كاركرد اين عناصر در نمايش اشاره كنند‌ و به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا عناصر حاضر ارزشمند است و آيا تئاتري كه فاقد اين عناصر است، تئاتري كم اهميت است؟ اين مبحث، مدخلي است كه ما را به نمايش حاضر هدايت مي‌كند.


زمان غير متمركز و چند پاره
هدف تئاتر كودك و نوجوان دست يابي به يك زمان غير متمركز و چند پاره است، اما اين حادثه چگونه محقق مي‌شود؟ ما در اين نوشتار تنها عادت‌هاي رايج تئاتر كودكان و نوجوانان را برمي‌شماريم و آن را براساس زاويه ديد فوق مورد مطالعه قرار مي‌دهيم.
رنگ
رنگ‌هاي تيره، زمان را گسترده‌تر و چند بُعدي مي‌سازند؛ مانند رنگ سياه. اما اين حادثه در مورد رنگ‌هاي روشن صادق نيست. رنگ سياه به زمان پيوسته و متمركز مي‌انجامد و در تئاتر كودك و نوجوان فاقد كاربرد است(اما استفاده از اين ‌رنگ‌ها در نمايش‌هايي كه عروسك‌گردان ناگزير است براي پنهان كردن چهره‌اش از نقاب استفاده كند، اجتناب ناپذير است.)
حركات موزون
حركات موزون نيز در نمايش، موجب پديد آمدن زمان غير متمركز مي‌شود؛ زيرا زماني را كه حركات موزون به لحاظ روحي از تماشاگر مي‌گيرد، بسيار كوتاه‌تر از زماني است كه حركات غير موزون به خود اختصاص مي‌دهد؛ چرا كه در حركات موزون عنصر ريتم و ضرباهنگ باعث سرعت ديد تماشاگر مي‌شود و تماشاگر در مدت زمان اندك، حركات بي‌شماري را مي‌بيند از اين رو زمان با شتاب بيشتري مي‌گذرد. حضور مقطعي اين حركات در نمايش باعث ايجاد زمان غير متمركز مي‌شود زيرا اين حركات ـ زمان پيوسته نمايش ـ را در هم مي‌شكند و تماشاگر را به سوي خود معطوف مي‌كند.
ترانه و موسيقي
ترانه و موسيقي نيز از اين قاعده برخوردار است. اين عناصر به علت استفاده از پديده ريتم و ضرباهنگ، هنگامي كه در تقابل با زبان غير شاعرانه قرار مي‌گيرد، باعث پديد آمدن زمان غيرمتمركز مي‌شود؛ زيرا زمان پيوسته نمايش را در هم مي‌شكند.
كمدي
كمدي(سرور و شادماني) نسبت به تراژدي(حزن و اندوه) به طور معمول از ريتم سريع‌تري برخوردار است؛ زيرا عنصر كمدي(شخصيت ـ وضعيت) با خنداندن تماشاگر پوشش نمايش را بر هم مي‌زند و در آن يك شكست ايجاد مي‌كند؛ به عبارتي ديگر، زمان پيوسته نمايش را در هم مي‌شكند و يك زمان غير متمركز را پديد مي‌آورد.
جايگاه زمان در نمايش"يه مردي بو... "
براي تمركز در اين مبحث ناگزيريم عناصر نمايش حاضر را برشمريم:
1- گويش گيلكي
زبان نمايش براساس گويش گيلكي شكل مي‌گيرد. اين گويش براي كودكان غير گيلك، گويشي بيگانه است. كودكان شهرنشين ـ پايتخت ـ به ويژه در سال‌هاي ابتداي ورود به دبستان(آمادگي و سال‌هاي اول و دوم) كوچك‌ترين شناختي نسبت به گويش‌هاي رايج در ايران ندارند. حتي بسياري از كودكان تصور مي‌كنند هر كسب با گويش تهراني سخن نگويند ايراني نيست. اما نمايش زماني مي‌تواند با كودك ارتباط برقرار نمايد كه كودك يك پيشينه اطلاعاتي كافي در مورد اين نكته داشته باشد تا بتواند زبان شخصيت‌هاي نمايش را درك كند. اما اين بيگانگي موجب مي‌گردد زمان نمايش كندتر گردد؛ چرا كه كودكِ تماشاگر نمي‌تواند همزمان گفت‌وگوها را درك كند و نسبت به آن‌ها واكنش نشان دهد.
2- موضوع نمايش
"علي قلي" تنبل(علي قلي يك فرد بزرگسال است) به جاي دادن آب و دانه به مرغش، از او مي‌خواهد تا به صورت معصومانه به خانه ديگران پناه جويد. مرغ علي قلي آب و دانه همسايه‌ها را مي‌خورد و علي قلي به بهانه يافتن مرغ، وارد خانه همسايه‌ها مي‌شود و از آن‌ها مي‌خواهد تا تخم‌مرغ‌هاي مرغش را دريافت كند ـ در حقيقت مرغ او هرگز تخم‌گذاري نكرده و علي قلي به اين موضوع واقف است ـ اما روستائيان ناگزير تا تسليم خواسته‌هاي ناعادلانه او شوند، علي قلي تخم‌مرغ‌هاي به دست آورده را با ديگران معاوضه مي‌كند و اجناس دلخواه خود را دريافت مي‌كند. اين مناسباتِ اقتصاديِ منسوخ، براي كودك شهرنشين قابل فهم نيست. حتي تصور مي‌كنم كودكان روستايي‌ نيز اين نكات را درك نكنند.
انتخاب اين مضامين براي نمايش كودكان و نوجوانان بيانگر عدم درك صحيح نويسنده و كارگردان از تئاتر كودك و نوجوان است. نكاتي كه برشمرديم باعث افزايش زمان نمايش مي‌شود؛ زيرا كودكان و نوجوانانِ تماشاگر، نمي‌توانند هم پاي نمايش، رويدادهاي آن را درك كنند و از نمايش جا مي‌مانند.

3- روابط زنانگي و مردانگي
روابط ميان شخصيت‌هاي نمايش كودكانه نيست به دليل آن كه:
الف) بازيگران بزرگسال تمام نقش‌هاي نمايش را ايفا مي‌كنند. آن‌ها ايفاگر شخصيت بزرگسالانند و هرگز شخصيت كودكا‌نه(حيوانات، گياهان، اسباب بازي، عروسك و...) را ايفا نمي‌كنند. (اين نقش‌ها در تعداد بي‌شماري از نمايش‌هاي كودكان و نوجوانان سرشتي كودكانه دارند.)
حتي شخصيت"مرغ خانگي" (با بازي پرستو گلستاني) به دليل تسلط روابط بزرگسالان و ذات نقش(مرغ يك حيوان بزرگسال است) در نمايش كاركردي غير كودكانه مي‌يابد.
نكته ديگر آن كه بازيگران با همان چهره بزرگسالانه(بدون گريم كودكانه) در نمايش حضور مي‌يابند.
ب) بازيگر كودك(كودكِ انسان) و بازيگر كودكانه(عروسك كودكان) در نمايش وجود ندارد.
ج) عروسك در نمايش وجود ندارد. (عروسك‌ها در تعداد بي‌شماري از نمايش‌هاي كودكان و نوجوانان، سرشتي كودكانه دارند.)
د) شخصيت كودك(كودك انسان ـ كودك حيوان) در نمايش وجود ندارد.
شخصيت‌هاي نمايش عبارتند از 1- مرغ 2- علي قلي 3- كل ممد 4- كدخدا 5- خاله.
نكته ديگر آن كه ميانگين سني شخصيت‌هاي نمايش(شخصيت‌هاي بازي بازيگران) 30 سال است. در صورتي كه ميانگين سني تماشاگران كودك و نوجوان 12 سال است و اين ناهماهنگي به پل ارتباطي نمايش آسيب مي‌زند. اين نكته از ضعف متن نشأت مي‌گيرد و در اجراي نمايش چشمگير مي‌شود.
به دليل نبودن روابط كودكانه در نمايش، روابط زنانگي و مردانگي در نمايش شكل مي‌گيرد. اين روابط بنا به دلايل ذيل بسيار پررنگ مي‌شود؛ به گونه‌اي كه وجود اين عناصر در قالب نمايش كودكان و نوجوانان قرار نمي‌گيرد و به نمايش آسيب مي‌رساند.
حضور پرستو گلستاني(بازيگر بزرگسال در نقش محوري نمايش) باعث تشديد روابط زنانگي و مردانگي نمايش مي‌شود. در صورتي كه اگر به جاي او يك جنس خنثي(مانند عروسك) و به جاي علي قلي(يك كودك) نقش را ايفا مي‌كرد، نوعي روابط كودكانه بر نمايش حاكم مي‌شد، اما روابط(علي قلي و مرغ) ـ (گل ممد و مرغ) ـ سرشت كودكانه نمايش را تحت شعاع قرار مي‌دهد. گلستاني به رغم تلاش بسياري كه براي ايفاي نقش"مرغ" انجام مي‌دهد، ـ به دليل حضور بي‌ جا در نمايش ـ كوچك‌ترين تأثيري در شكل گيري يك نمايش كودك و نوجوان ندارد. انتخاب نامناسب نقش‌ها(در متن ـ اجرا) باعث ايجاد يك پارازيت ارتباطي ميان تماشاگر و نمايش مي‌گردد و به صورت بيهوده زمان نمايش را افزايش مي‌دهد.
4- شعر قافيه‌دار
متن نمايش از يك شعر موزون و قافيه‌دار(اسلوب شعر كهن) شكل گرفته و نثر كوچكترين جايگاهي در ساختار نمايش ندارد. اين نكته ممكن است در متن خواني بسيار جذاب و خوشايند باشد، اما زماني كه اين نمايش منظوم قرار است اجرا شود، ناكارآمدي آن پديدار مي‌شود. ما در اين جا به بررسي ساختار شاعرانه نمايش مي‌پردازيم.
نخستين آسيب وارده بر اثر زماني است كه تماشاگر كودك و نوجوان از ابتدا تا پايان نمايش بايد شاهد شعرخواني بزرگسالان باشد؛ كه اين امر في نفسه ملال‌آور است.
نكته دوم آن كه قافيه در شعر منظوم بر حجم شعر مي‌افزايد؛ به اين معنا كه نويسنده براي رعايت قافيه ناگزير است تا مفهومي را كه به راحتي مي‌تواند با به كار بردن سه واژه به صورت موجز بيان كند، ناگزير است با 30 واژه بيان كند تا قافيه رعايت شود.
نكته سوم شنيدن شعر زماني خوشايند است كه به رفتاري نامتعارف بدل شود؛ به عنوان مثال چند شعر و ترانه چاشني نمايش شود و فضاي متعارف نمايش را در هم شكند. اين نكته براي كودكان و نوجوانان بسيار جذاب است، اما زماني كه شعر به يك عادت تبديل شود، شعر خواني فاقد ارزش مي‌شود؛ زيرا شعر كاربرد بديع خود را از دست داده و به عادت رفتاري تبديل شده است. براي همين در نمايش حاضر زمان كوتاهي كه شخصيت‌ها به نثر سخن مي‌گويد(كمتر از چند دقيقه) به مراتب بيشتر از شعرخواني‌اي كه تمام نمايش را در سيطره خود قرار مي‌دهد، مؤثر واقع مي‌شود. بنابراين زبان منظوم باعث افزايش بيهوده زمان نمايش مي‌شود.
5- صحنه تاريك
صحنه نمايش فاقد رنگ پردازي است و نمايش فاقد تنوع بصري است. اين نكته نيز در زمان نمايش(به لحاظ رواني) تأثير نامطلوبي مي‌گذارد.


6- محدوديت صحنه
فضاي صحنه نمايش توسط بازيگران و گروه نوازندگان تسخير شده است. بنابراين فضاي حركتي بازيگران بسيار محدود است؛ كه اين نكته به نمايش آسيب مي‌رساند و مانع تنوع ميزانسن در آن مي‌شود.
نمايش"يه مردي بود... " به علت عدم توجه به مبحث"عدم تمركز در زمان نمايش" و براساس شواهد حاضر، در ارتباط با تماشگر خود شكست مي‌خورَد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:24  توسط | 
استقبال 6765 تماشاگر از نمايش"آهاي كدو كجا كجا؟"
چهارشنبه 10 مرداد 1386  ساعت 12:17:00 PM      تعداد بازدید: 19
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

با پايان يافتن اجراي نمايش"آهاي كدو كجا كجا؟" آمار تماشاگران اين نمايش اعلام شد.
به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از روابط عمومي تالار هنر، نمايش"آهاي كدو كجا كجا؟" نوشته و كار رامين كهن كه با استقبال تماشاگران روبه‌رو شد، در حالي به اجراي خود پايان داد كه 6765 نفر از آن ديدن كردند.
در ضمن اين نمايش پس از سه بار تمديد شدن، پنجم مرداد ماه به اجراي خود پايان داد.


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:23  توسط | 
مهدي مهدي‌آبادي كارگردان نمايش"يه مردي بود علي قلي... "
استفاده نكردن از دكور در اين نمايش، امري خود خواسته بود
سه شنبه 16 مرداد 1386  ساعت 1:24:00 PM      تعداد بازدید: 39
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

كارگردان نمايش"يه مردي بود علي قلي، يه مرغي داشت پراش گلي" گفت:«استفاده نكردن از دكور در اين نمايش امري خودخواسته بوده و تأكيد اصلي ما روي بازيگر و توانايي بازيگران بود.»
مهدي مهدي‌آبادي با بيان اين مطلب به سايت ايران تئاتر گفت:«سعي كرديم به كمك شعر و ديالوگ ضمن معرفي شخصيت‌ها و روابط آن‌ها، فضا و مكان نمايش را هم معرفي كنيم. مثلاً به كمك شعر و موسيقي، مخاطب متوجه مي‌شود اين جا خانه است يا بيابان‌.»
وي ادامه داد:«اين داستان را اولين بار در يك كتاب آموزش قصه گويي براي كودكان ديدم كه قصه‌اي يك صفحه‌اي بود. بعد از آن طرحي برايش نوشتم و به شكل سكويي و تئاتر بي‌چيز در مهدكودك‌ها به اجراي آن پرداختيم.»
اين كارگردان نمايش‌هاي كودك ادامه داد:«نمايش توسط پنج بازيگري اجرا مي‌شود كه هيچ چيز در اختيار ندارند و فقط بايد با بازي خودشان با تماشاگر ارتباط برقرار كنند.»
مهدي‌آبادي درباره همكاري پرستو گلستاني با اين گروه يادآور شد:«پرستو گلستاني چند سالي است كه با كارگاه هنري"بوم رنگ" فعاليت مي‌كنند و چون سال گذشته هم چند كار كودك در تلويزيون انجام داده بود، خيلي اشتياق داشت كه يك كار صحنه‌اي هم داشته باشد.»
وي ادامه داد:«ايشان به كار كمك كردند و تجربيات‌شان را كاملاً در اختيار گروه قرار دادند.»
وي در پايان خاطر نشان كرد:«مخاطب اصلي نمايش ما نوجوانان هستند، اما كودكان و خانواده‌ها هم از اين كار استقبال مي‌كنند.»
نمايش"يه مردي بود علي قلي، يه مرغي داشت پراش گلي" همه روزه(به جز شنبه‌ها) ساعت 18 در تالار هنر روي صحنه مي‌رود.


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:21  توسط |